دیجیتال مارکتینگکپی رایتینگمارکتینگ

آموزش کپی رایتینگ و ۴۹ تکنیک کاربردی copywriting و فرمول های تولید محتوا در سال ۹۸

کپی رایتینگ چیست؟

نمی‌دونم تا حالا چند بار این واژه به گوشِ مبارکتون خورده ولی اگه با جستجوی گوگل به این مقاله رسیدین، قطعا براتون موضوع جذابی بوده که شما رو راهی این مقاله کرده، من هم سعی کردم اینجا، سیر تا پیازِ کپی رایتینگ و تکنیک های کپی رایتینگ رو به زبون ساده آموزش بدم، بهتون بگم کپی رایتینگ چی هست و چه کارا میشه باهاش کرد تا ته مطلب، دستِ پر برگردین!

این مقاله رو با 💓  و تجربه نوشتم ، بنابراین طولانی هست ولی اگه دوست دارین به یه کپی رایتر حرفه ای تبدیل بشین و زندگی و درآمد بهتری با جادوی کلمات داشته باشین، یه قهوه ☕️ بریزین و تا آخر مقاله کنارم باشین

اول مطلب بگم اینجا می‌خوام درباره‌ی کپی رایتینگ  copywriting صحبت کنم ولی اکثر افراد واژه کپی رایت Copyright به گوششون خورده، اون Copyright در واقع حق مالکیت یک نفر برای تولید یک محصول هست و این copywriting  یه موضوع جذاب هست که اینجا مفصل دربارش می‌خونین و یاد می‌گیرین.

دو دلیل محکم باعث شد حدود ۱ماه روی مقاله کپی رایتینگ زمان بذارم و تجربیات چندساله خودم در این زمینه رو بنویسم:

دلیل اول : خیلی از مدیران سایت ها با من برای مشاوره ارتباط می‌گرفتند و می گفتن برای تولید محتوای سایتمون خیلی هزینه کردیم ولی هنوز نتیجه ای نگرفتیم، یا با وجود اینکه هزینه زیادی برای ایمیل مارکتینگ و ارسال پیامک داشتم، محصولمون هم خیلی خوب هست ولی فروشی نداشتم!!بنابراین  سعی کردم با نوشتن این تجربیات کمکی کنم تا هزینه های تبلیغاتیتون نتیجه بخش باشه  و بتونید محتواهای پولساز برای کسب و کارتون تولید کنید یا شعارها یا متن های تاثیرگذار برای تبلیغاتتون بنویسید و رازهایی رو بخونین که رقبای شما دوست ندارند شما اینهارو بدونین.

دلیل دوم: با این آموزش کپی رایتینگ شاید خیلی افراد که از شرایط کار مینالن، بتونن تخصص کپی رایتینگ یا تبلیغ نویسی رو بدست بیارن و با این روش کسب درآمد کنن و به جرات می‌گم الان همه کسب و کارها به داشتن افرادی با این تخصص نیاز دارند.

خب حالا این کپی رایتینگ چیه؟

به زبون خودمونی بخوام صحبت کنم و ساده بخوام بگم کپی رایتینگ چیست؟ درواقع کپی رایتینگ یک تکنیک برای نوشتن هست که مخاطب رو به انجام یک کار مجاب می کنه، حالا ممکنه این کار، خرید یک سرویس یا محصول باشه! با علم کپی رایتینگ ما یاد می‌گیریم چطور با استفاده از کلمات ذهن مخاطب رو درگیر خودمون کنیم و اونو متقاعد به انجام کاری کنیم.

کپی رایتینگ مثل یک چسب عمل می کنه و بازدیدکننده های شما را به مجموعه شما متصل می کنه.آموزش کپی رایتینگ رو از همین الان شروع کنید.

اگه شما مدیر یک وبسایت هستین و بهترین شرایط رو در گوگل دارین، سئو خوبی داره سایتتون و محتوای خوبی هم تولید کردین ولی بازم خوب نمی فروشین یا خوب اون بازدید کننده ها به مشتری تبدیل نمیشن، دلیل اصلیش اینه که شما تو مجموعتون یک کپی رایتر ندارین، در واقع کپی رایتینگ مثل یک چسب عمل می کنه و بازدیدکننده های شما را به مجموعه شما متصل می کنه.

 

کپی رایتر کیه؟

اگه شما در شرکت یا سازمانتون فروشنده داشته باشین، با صحبت کردن یا تماس یک محصول رو میفروشه ولی یک کپی رایتر با قدرت کلمات می تونه برای شما روی بیلبورها، در بلاگ سایتتون و یا در تبلیغات شما در روزنامه یا ایمیل براتون کلی مشتری بیاره.

همیشه گفتم و می‌گم افرادی که هنر فروش و فروختن رو یاد دارن، تحت هیچ شرایطی بیکار نمی مونن، اونها اگه همه چیزشونو از دست بدن، باز هم می تونن سریع زندگیشونو بسازن، با علم کپی رایتینگ یاد می گیریم چطور می تونیم با قدرت کلمات بفروشیم.

کپی رایتینگ اصولا برای فروش خدمت یا محصول استفاده میشه که بهش به زبان عامیانه هنر تبلیغ نویسی هم میگن، ولی اگه شما تکنیک های کپی رایتینگ رو بدونین، زندگی براتون شیرین تر میشه!چراشو در ادامه می‌خونین.

حتی ممکنه یک نفر با داشتن هنر کپی رایتینگ، باعث بشه شما با کسی که قهر کردین، آشتی کنین و دوست بشین، جالب شد، نه؟بهتون میگم چجوری…

حتما براتون پیش اومده، یه نفر یه جمله گفته و بش گفتین:

چقد سر زبون داری

خب چی باعث میشه که این جمله رو به کسی بگیم؟ وقتی می بینیم اونقد جملش نافذ هست که با جملش حال می کنیم و روی ما تاثیر زیادی داره، ممکنه اینو بش بگیم، در علم کپی رایتینگ هم همین سر زبون در قالب کلمات روی سایت یا روی کاغذ خودشو نشون میده!

کپی رایتینگ به دردِ کی و چی می خوره؟

بماند که صنعت کپی رایتینگ یکی از مشاغل پردرآمد در سال‌های اخیر بوده و یه مقاله می‌خوندم این صنعت ۳ تریلیون دلار ثروت داره ولی اگه بخوام بگم یادگرفتن و آموزش کپی رایتینگ،به درد کیا می‌خوره؟باید بگم به درد همه‌ی آدم ها می‌خوره باورتون میشه؟ اگه نمیشه، لطفا داستان های واقعی زیر رو بخونین بیشتر با اعجاز کپی رایتینگ آشنا میشین و متوجه می‌شین حتی به درد شما هم می‌خوره!

آشتی زهرا با نرگس بعد از استفاده متن یک کپی رایتر

زهرا با نرگس قهر کرده بود و مریم هم که دوست صمیمی این دوتا بود، می‌خواست آشتیشون بده.

مریم، یه پیام برای زهرا فرستاد و اینجوری گفت:

لطفا بیا با نرگس آشتی کن، بچه نیستین که!

جواب زهرا این بود : ولش کن بابا، انگار از دماغ فیل افتاده، عمرا باهاش حرف نمی‌زنم دیگه!

مریم که از قهر این دو نفر خسته شده بود و حوصلش سر رفته بود با یک نفر مشورت کرد، از خوش شانسیش اون نفر تکنیک های کپی رایتینگ رو بلد بود و بش گفت این متن رو برای زهرا بفرست:

نرگس دخترٍ خیلی مهربونی هست ولی بعضی وقتا از کوره در می‌ره، همون وقتا نیاز به یه درک متقابل داره، دیشب لابلای حرفاش فهمیدم اونقد از رفتارش ناراحت بوده که حتی ناهار و شام نخورده! ولی خب دیگه یه غرور کوچیکی هم داره که اشتباهشو نمی گه، تو خودت هم که خدای مهربونای عالمی، امروز سه نفری بریم بیرون؟ شیرینی آشتی کنونتون هم دنگ و دونگی😍😍💋💋

جواب زهرا بعد از شنیدن جمله دوم این بود:

باووشهههه حله، آشتی آشتی…!بریم بیرون آشتی کنون💋💋

اگه شما به جای زهرا بودین با کدوم جمله مریم سریع تر متقاعد می‌شدین با نرگس آشتی کنین؟؟

در جمله دوم استفاده از لغاتی مثل خیلی یا کوچیک تاثیر زیادی روی ذهن زهرا گذاشت و کمک زیادی کرد که برای آشتی متقاعد بشه!

اگه با کسی قهرین، بگین براتون جمله بنویسم😁،بهتون قول می‌دم آشتی کنین!

اگه تو سازمانتون مشتری ناراضی یا شاکی داشته باشین؛ همینجا متوجه می‌شیم یادگرفتن و آموزش کپی رایتینگ در راضی کردن مشتری شاکی هم بدردمون میخوره.

حتی من با یاد گرفتن تکنیک‌های کپی رایتینگ، در دوران دانشگاه، به بچه هایی که درسی افتاده بودن، کمک می‌کردم با نوشتن یک متن کپی درسشون رو پاس بشن 😜!

هدف کپی رایتینگ، روانشناسی و جذب مخاطب با تعدادی از کلمات تاثیر گذاره و این واژه‌ها باید بتونن در عین سادگی حس خوشایندی نسبت به یک برند و کسب وکار در مخاطب ایجاد کنه.

۲۵ درصد فروش بیشتر فقط به واسطه استفاده از یک تکنیک کپی رایتینگ

شاید جالب باشه براتون بدونین در یک کمپین تبلیغاتی با استفاده از یک تکنیک ساده کپی رایتینگ بین دو جمله زیر چه اتفاقی افتاد؟؟

با یک هزینه ۱۰۰۰۰ تومنی، حس خوبی به خودتون هدیه بدین!

با یک هزینه کوچک ۱۰۰۰۰ تومنی، حس خیلی خوبی به خودتون هدیه بدین!

در نتایجی که بدست اومد، استفاده از کلمه کوچک و خیلی در جمله دوم، ۲۵ درصد فروش اون محصول رو افزایش داد!

اینکه می‌گم با کپی رایتینگ می‌تونین فروشتونو متحول کنین، یعنی همین نتیجه ساده ولی ارزشمندی که بدست اومد.

در نگاه اول شاید کپی‌ رایتینگ کاری ساده به نظر برسه ولی واقعیت این هست که کپی رایتینگ نکات و ظرافت‌‌های زیادی هم داره که در ادامه همین مطلب بشون می‌رسیم. دقت و خلاقیت در خلق یک اثر ماندگار با کلمات، هنر یک کپی‌‌رایتر هست.

کپی رایتینگ از جنس نوشتن هست و یک کپی‌رایتر باید همدم همیشگی قلم و کاغذ باشه، در کپی رایتینگ، یک کپی رایتر سعی می‌کنه از ساده ترین و قشنگ‌ترین کلمات برای جذب مخاطب و فروش بیشتر محصول یا خدمتش استفاده کنه.

کپی رایتینگ ( CopyWriting ) معادل فارسی مناسبی نداره، به همین دلیل معمولا با همون اصطلاح انگلیسی کپی رایتینگ میشناسنش، البته بعضی ها با اسم تبلیغ نویسی هم میشناسنش ولی کپی رایتینگ و علم کپی رایتینگ بنظرم خیلی فراتر از هنر تبلیغ نویسی هست.

کپی رایتینگ هنرِ فروختن به کمک جادوی کلمه‌هاست.

ماجرای من و مدیر منابع انسانی و کپی رایتینگ

چند ماهی بود به یک نیروی گرافیست نیاز داشتم و پروژه هامون عقب افتاده بود و یک نیروی خیلی خوب تو یه بخش دیگه کار می کرد که من دوست داشتم اون بیاد تو واحد ما کار کنه، من بارها اینو با مدیر واحد منابع انسانی مطرح کرده بودم و هر دفعه با دلایلی که واقعا منطقی بود این درخواست من رد می‌شد تا اینکه تصمیم گرفتم یک متن  کپی طور بنویسیم و متن زیر رو نوشتم و برای مدیر منابع انسانی ایمیل کردم:

“پروژه های بخش ما، عمــــــیقا عقبه و نیاز ما به یه آدم مثل داره بیــــداد می کنه.
لطفا در این مورد همکاری کنید و اجازه بدین خانم… بیاد بخش ما؛ بهتون قول می‌دم بهره وری این آدم رو ۵ برابر کنم”
حدس بزنین چه اتفاقی افتاد؟

ماجرای گدایی که بنظرم کپی رایتینگ بلد بود

 تو تمام زندگی باید تاثیر گذار بودن رو بلد باشیم…حتی اگه زبونم لال گدا باشیم…
چی می‌گم: این دو تا گدا را با هم مقایسه کنین تا متوجه بشین چی می‌گم😃
گدای اول:
گدای دوم:
گدای دوم نوشته: “کدام دین، بیشترین اهمیت را به بی خانمان ها میدهد؟”
جالبتر از اون اینه که برای هر دین یه ظرف مخصوص گذاشته!
یه گدا ازین زرنگ تر هم دیده بودم که  یه ظرف گذاشته با برچسب other برای الباقی ادیان!

بنظرتون کدوم گدا درآمد بیشتری داره؟؟

حتما شنیدین میگن content is king یعنی چی؟

یعنی محتوا پادشاه هست، ولی آیا هر محتوایی می‌تونه پادشاه باشه؟

جواب مشخصه:  نه

چه محتوایی می‌تونه پادشاه باشه؟؟

  • بازدید زیادی بخوره
  • کاربر وقتی داره می‌خونه باهاش حال کنه 
  • کاربر برای بقیه دوستاش هم اون محتوا رو بفرسته (بعبارتی share کنه)
  • و از طرفی پولساز باشه

پس:

با قواعد کپی رایتینگ  و آموزش کپی رایتینگ محتواتونو به یک پادشاه قدرتمند تبدیل کنین.

نمونه های موفق کپی رایتینگ در کسب و کارهای ایرانی

کمپین‌ها و شعارهای تبلیغاتی برندها، از زحمات یک کپی رایتر ( CopyWriter ) است. مثلا شعار «هیچکس تنها نیست» از همراه اول جمله ای هست که یک کپی رایتر زحمتشو کشیده.

جمله مراقب باشید انگشتتان را همراهش نخورید! هم یک جمله قشنگ هست که رستوران‌ها ازش استفاده می کنن، البته باید دقت کنیم جملاتمون ناب باشن و تکراری نباشه!

یا در عکس زیر می‌تونیم زحمات کپی رایتر دورتو که یه مایع ظرفشویی هست، رو ببینیم:

کپی رایتر

کپی رایتری که قدیم تر بش تبلیغ نویسی هم می گفتن یکی از شغل های پردرآمد دنیا تبدیل شده و اکثر کسب و کارهای بزرگ نیاز به یک کپی رایتر حرفه ای برای افزایش فروش محصولاتشون هستن.

یا کمپین های تپ سی رو حتما روی بیلبوردهای شهرتون دیده باشین:

رساندن کوه به کوه کار ماست، رسوندن نوشدارو به سهراب کار ماست، رساندن تشنه به چشمه یا رساندن حسنی به مکتب کار ماست.

تو داستان ها خوندیم که لیلی هیچوقت به مجنون نرسیده ولی تپ سی با یک تکنیک کپی رایتینگ میگه رسوندن لیلی به مجنون کار ما هست.

کمپین رسوندن تپ سی

اگه یک جمله داشتیم که صرفا می‌گفت تپ سی سرعت خوبی داره یا تپ سی تمرکز اصلیش روی حمل و نقل هست شاید تاثیر این جملات  رو در ذهن مخاطب نداشت.

یکی از جمله های کپی رایتینگ موفقی که توی سال های گذشته دیدم، از موسسه خیریه کودکان مبتلا به سرطان محک بود و جمله تاثیرگذاری که داشتن این بود:

با هزارتومن چکار میشه کرد؟

و خیلی از افراد با همین تبلیغ با محک آشنا شدن و همون زمان طی اطلاعی که داشتم، پول خیلی خوبی برای حمایت از کودکان سرطانی محک جمع آوری شد.

جمله انجمن مبارزه با سرطان ریه هم خیلی جالب و تاثیرگذار  بود:

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره‌ی سرطان ریه به سیگار کشیدن ادامه دهید.

جملات زیر هم مربوط به برندهای ایرانی هست که در جذب مخاطب موفق بودند:

برای عالی بودن هم کم هزینه کنید

عاشق خرید می شوید

سهم بزرگ خودتان را امروز بگیرید

آخرین جایی که حتما دوست دارید بروید

خب اگه متمایل شدین از علم کپی رایتینگ کسب درآمد کنین و یا زندگی خودتون رو با یاد گرفتن کپی رایتینگ قشنگتر کنین تکنیک‌های کپی رایتینگ رو در ادامه بخونین.

اگه هنوز به یک کسب درآمد عالی فکر نکردین، به شغل کپی رایتری و آموزش کپی رایتینگ فکر کنین!

یه چای بریزین و یه کاغذ و قلم بردارین بیاین پای این مطلب، می‌خوایم با کمک هم شروع کنیم به نوشتن یک مطلب با تکنیک های کپی رایتینگ

تکنیک های کپی رایتینگ

باب بلای ، یکی از بهترین کپی رایتر های آمریکایی چند قانون مهم برای کپی رایتینگ حرفه ای و جذب مخاطب داره :

۱-با استفاده از عنوان های جذاب توجه مخاطبان را جلب کنین

۲-با دید مشتری به موضوع نگاه کنین

۳-توجه به فواید محصول را فراموش نکنین

۴- برتری خودتان از رقبا را پر رنگ کنین

۵- برای اثبات خود دلایل قاطعانه و مدرک داشته باشین

۶- برند سازی کنین و به کار خودتون اعتبار ببخشین

۷- برای مخاطبین ایجاد ارزش کنین

۸- call to action‌  را فراموش نکنین

این ها یه قواعد کلی هست و در ادامه من تجربیات شخصی خودم رو از روش ها و تکنیک های مهم کپی رایتینگ براتون میگم:

خب لطفا کاغذ و قلمتون رو بردارین می‌خوایم شروع کنیم به نوشتن یک متن تاثیرگذار:

۱- عاشق کپی رایتینگ باشین

استیو جابز  میگه:

استیو جابز جان

من متقاعد شدم که تنها چیزی که میتونه من رو سرپا نگه داره دوست داشتن کاری هست که انجام میدم. کار شما قراره بخش بزرگی از زندگی شما بشه و تنها راهی که باعث رضایت شما میشه، انجام کاری هست که باور دارین قراره کار بزرگی بشه و تنها راهی که میشه کار بزرگ انجام داد، دوست داشتن کاری هست که انجام میدین.

بصورت کلی قصد انجام هر کاری رو دارین، سعی کنین اول ببینین این کارو دوس دارین یا نه؟ و اگه شروع کردین عاشقش باشین.

اگه تصمیم گرفتین وارد گود کپی رایتینگ  شین و به طور حرفه‌ای ادامه بدین خیلی مهم هست اول نوشتن رو دوست داشته باشین،به خلق ایده‌ و بکارگیری ایده ها در مسیر نوشتن علاقه داشته باشین.

اگه نوشتن رو دوست ندارین، اگه تغییر دادن رو دوست ندارین لطفا ادامه مطلب رو نخونین چون فقط وقتتون تلف کردین و من دوست ندارم تو مقاله ای که اسماعیل می‌نویسه کسی وقتش بیخودی تلف بشه ولی اگه نوشتن رو دوست دارین شما ازین مرحله نمره قبولی گرفتین، سراغ تکنیک دوم برای یادگیری کپی رایتینگ می‌ریم.

۲-هدف خودتون رو قبل از نوشتن بدونین

خیلی مهمه قبل از اینکه بخوایم درباره‌ی موضوعی بنویسیم، هدفمون رو ازین کار بدونیم، می‌خوایم دقیقا چکار کنیم؟مخاطبمون رو بشناسیم و بدونیم چند چندیم.

اگه ندونیم هدفمون چیه انگار تو یه جاده هستیم ولی نمی دونیم کجا میخوایم بریم؟خب کی می خوایم برسیم؟؟

البته بستگی داره بخوایم از یاد گرفتن و آموزش کپی رایتینگ به چی برسیم؟ ما بیشتر در این مقاله یاد می گیریم که مقاله هایی بنویسیم که بتونیم از مخاطبی که مطلب رو می خونن یک عکس العمل بگیریم.

عکس العمل مخاطب می تونه یک لبخند باشه، میتونه ارسال یک کامنت باشه، میتونه خرید محصول شما باشه، میتونه اشتراک گذاری مطلب شما باشه و …

یجورایی دونستن هدف، میشه گفت استراتژی محتوا هم باشه، روزیکه تصمیم گرفتم این مقاله رو بنویسم، هدفم این بود وقتی مخاطبم این مطلب رو میخونه تا آخرش بخونه و اونقد جذاب باشه که این مطلب رو برای افرادی که فکر میکنه بدردشون میخوره Share کنه.

پس لطفا شما هم هدفتون رو از متنی که می‌خواید بنویسید برای خودتون مشخص کنید.

مثال:ممکنه بگین من می‌خوام یک سایت بزنم و داخلش محصولات مرتبط با ماهی بفروشم، بنابراین ممکنه من یه مقاله با عنوان “۵ فایده خوردن ماهی در طول هفته” بنویسم.

اینجا هدف چی هست؟ هدف اینه مخاطبینی مطلب من رو بخونن که به خوردن ماهی علاقه مند میشن و بعد می‌تونم بهشون پیشنهاد بدم اگه دوست دارین می‌تونین از محصولات سایت من هم که ماهی فروشی هست دیدن کنید.

در نهایت این هنر کپی رایتینگ هست که مخاطبی رو که اومده یه متن آموزشی بخونه، میتونه به یک خریدار هم تبدیل کنه!

محتوا هر چه قدر هم هوشمندانه باشه  به تنهایی کاری از پیش نمی‌برده و باید مطمئن بشین که محتوای شما مخاطب رو درگیر می‌کنه و اعتمادشو جلب می کنه و منجر به فروش می شه.

خب هدفتون رو انتخاب کردین؟؟؟ اگه هدف رو انتخاب کردین، از مرحله دو هم نمره قبولی گرفتین، باید بریم تکنیک ۳ رو یاد بگیریم.

۳تا می‌تونین درباره‌ی موضوعی که می‌خواید راجبش بنویسید، تحقیق کنین

هر چقد شما اطلاعات و آمار بیشتری درباره‌‌‌ی چیزی که میخواید راجبش بنویسین؛ داشته باشین؛ مطلب شما پخته تر و به قول خودم جون دار تر میشه و مخاطب شما از خوندن مطلبی که نوشتین؛ حال می کنه.

چقد خوب می تونین توی گوگل به اونچیزی که می‌خواید برسین؟ قدرت سرچ کردنتون چقدر خوبه؟ زبان انگلیسیتون در چه حده؟

هرچقد تو این دو مورد یعنی قدرت سرچ در گوگل و زبان انگلیسیتون قدرتمند تر باشین، یقینا اطلاعات بهتری می‌تونین درباره‌ی مقاله ای که مینویسین بدست بیارید و مطلب شما خوراک بهتری برای مخاطب داره! اگه تو این دو تا ضعف دارین یکم بیشتر تلاش کنین، لطفا!

مثلا وقتی من میخواستم مقاله آموزش کپی رایتینگ رو بنویسم؛ حدود ۱۵ تا مقاله درباره کپی رایتینگ خوندم و اطلاعات جدید رو به تجربیاتم اضافه کردم تا خروجی مطلب بشه این مطلب که الان دارین می‌خونینش.

آقای Gary Bencivenga دراین باره گفتن

بهترین کپی رایترها همیشه جزو سرسخت‌ترین محققان هستند. درست مانند معدن چیان؛ آنها حفر می‌کنند، پیش می‌روند، دینامیت کار می‌گذارند و به کندن زمین ادامه می‌دهند تا حجم زیادی سنگ معدن به دست آورند. جان کیپلز به من توصیه کرد که همیشه هفت برابر میزان موردنیاز، اطلاعات جالب جمع آوری کنم. تحقیق کردن بهترین راه‌حل برای اتمام کارهای متوقف شده است.

اطلاعات بیشتر شما درباره یک موضوع و نوشتن در اون مورد، مطلب شما رو حرفه ای‌ تر می‌کنه!

اگه هدفتون مشخص کردین و تحقیقاتتون و درباره موضوعی که می‌خواید راجبش بنویسین کامل کردین، وقتشه دست به قلم شین تا شروع کنیم و یک کار آسون ولی مهم انجام بدیم و اون، انتخاب یک عنوان مناسب برای مطلبمون هست

۴-بهترین عنوان رو برای مطلب خودتون انتخاب کنید.

 

عنوانِ بدِ متنِ شما، مثل یک سد؛ راه مخاطبِ شما رو برای خوندنِ ادامه ی مطلب، بند میاره

من خودم زیاد اهل روزنامه خوندن نیستم و اکثرا سایت ها رو برای اخبار چک می کنم ولی گاهی که توی هواپیما بالاجبار روزنامه می خونم؛ فقط یک عنوان جذاب هست که میتونه منو مجاب کنه تا ته مطلب رو ادامه بدم.

شده یجا غذایی میارن براتون که تاحالا نخوردین، ولی اونقد خوشگل روی غذا تزیین شده که دوست دارین هرجور شده ازین غذا بچشین چون بهتون چشمک می‌زنه.

عنوان محتوا هم مثل همین داستان تزیین غذا هست و هر چقدر جذاب باشه، خواننده رو مجاب می‌کنه مطلب رو بخونه و اگه داخل مطلب هم این تکنیک هایی که در این مطلب گفتم رو رعایت کنین، باعث میشه تا تهش برین.

انتخاب عنوان مناسب خیلی مهمتر از اونچیزایی هست که تاحالا بش فکر نکردین!

من تو همین مطلب ۷ تا تکنیک برای انتخاب بهترین عنوان برای محتوا رو آورده بودم ولی مقاله خیلی طولانی شد و به پیشنهاد دوستان، اونو در قالب یه مقاله دیگه نوشتم.

بنابراین اگه می‌خواین عنوانی بنویسین که هرکس دید، ۱۰۰ درصد مطلبتون رو باز کنه مطلب زیر رو بخونین:

لطفا اول مقاله بالا رو بخونین بعد ادامه بدین.

چکار کردین؟عنوان انتخاب کردین؟ اگه آره؟ باید یه صد آفرین هزارو سیصد آفرین بهتون بگم، ازینجا به بعد با تکنیک های بعدی یاد می‌گیریم چطوری متنی که مینویسیم تاثیرگذارتر باشه

 

یادتون باشه محتوایی پادشاه میشه و تخت پادشاهیشو حفظ می کنه که نام نیک از خودش به یادگار بذاره، پس محتوایی بنویسید که کاربر باهاش حال کنه و اونو برا دوستاش بفرسته

۵-یک شروع خوب داشته باشین

خب ما یک تیتر خوب انتخاب کردیم؛ و مخاطب را جذب کردیم ولی اگر یک شروع خوب نداشته باشیم؛ مخاطب یهو دپرس میشه.
فکر کنین؛ برای اولین بار با یک نفر میخواید ملاقات داشته باشین؛ همیشه تو ذهنتون یه فرد حرفه ای ازش ساخته این ولی وقتی میاد و ده دقیقه باش حرف می زنین؛ می بینین انقدر خسته و بی روح حرف میزنه که حتی یک دقیقه هم بیشتر نمی تونین تحملش کنین.
مثال:
این دو مطلب رو با هم مقایسه کنین:
یاد گرفتن موسیقی خیلی خوب هست؛ و روح انسان را صیقل می دهد؛ امروزه اکثر افراد دنبال یادگیری موسیقی هستند.
جمله دوم:
همیشه دوست داشتم؛ یک فرد حرفه ای در جمع ها باشم ولی من به یک فرد گوشه گیر تبدیل شده بودم و علی رغم اینکه استعدادهای زیاد داشتم، هنوز دیده نمی شدم و علاقه زیادی که به موسیقی داشتم همیشه من را از انجام دادن بقیه کارها منع می کرد.
وقتی با محتوایی شروع کنیم که شرح حال مخاطب هست؛ مخاطب خیلی بهتر با متن درگیر میشه و همین سناریو اول باعث میشه ادامه بده .

۶- در کپی رایتینگ، باید آسون و ساده بنویسین

آموزش کپی رایتینگ | Elijah O'Donnell By Unsplash

«ویلیام شکسپیر» و «جیمز جویس» که از بزرگ‌ترین استادان زبان بودن، هر چه موضوع‌ نوشته هاشون سطح بالاتر بود، از زبان کودکانه‌تری استفاده می‌کردن.

طولانی‌ترین کلمه، سه حرف دارد. کورت ونه‌گات

 

ساده کردن متن به معنی کنار گذاشتن مسائل فنی و ادبی متن یا نوشتن در حد درک یک دانش آموز دبستانی نیست بلکه به این معنی است که متن خودتون را ساده و قابل فهم بنویسید و از کلمات دشوار استفاده نکنید.

در واقع وقتی دارین می‌نویسین به این فکر کنین که حتی یک نفر با کمترین سطح دانش که نوشته شمارو میخونه، گیج نشه و برای همه اقشار و خواننده ها یک زبان مشترک داشته باشین و بتونین کسی رو که هیچ شناختی هم از برند شما نداره، حس خوبی از نوشته های شما بگیره.

سعی کنین موقع نوشتن، مخاطب را دوست صمیمی خودتون بدونین و همونقد راحت و ساده براش بنویسین!

نمی دونم شعرهای سعدی جانو میخونین یا نه ولی بنظر من سعدی هم در شعراش سادگی رو رعایت می کرده.

ما را همه شب نمی‌برد خواب … ای خفته روزگار دریاب

حالا دوباره یه مثال می زنیم و بعد شما بگین کدومش؟؟

علی در عنفوان جوانی روزهای بغرنجی را سپری کرد.

علی در آغاز جوانی روزهای سختی را سپری کرد.

کدومش؟؟

سادگی رو حتی باید در توصیف محصولاتمون هم رعایت کنیم.

مثلا در تبلیغ مک بوک از متن زیر استفاده شد:

باریک ترین لپ تاپ دنیا

حالا اگه همین در ایران ساخته می شد:

دلاورمردان ایران زمین؛ بعد از یک دهه تلاش؛ بدون اتکا به دانش غربی ها؛ توانستند لپ تاپی را اختراع کنند که در یک محفظه بسیار کوچک قابل نگهداری باشد و دست دانشمندان آمریکایی ها در بدست آوردن این فناوری رو شد.

یادتون نره محتواها، ارتباطات رو می‌سازن، ارتباطات باعث اعتمادسازی میشن و اعتماد براتون درآمد سازی می کنه.

۷با  عکس های مناسب متنتونو از یکنواختی در بیارین

خداوکیلی، همین مقاله آموزش کپی رایتینگ که نوشتم اگه عکس نداشت، رغبت می‌کردین ۱۲۰۰۰ کلمه رو بخونین؟؟

انتخاب عکس‌های مناسب داخل مطلب، میل مخاطب شما رو برای خواندن مطلبتون بیشتر می کنه.

در این زمینه یه تحقیق انجام دادم و با ابزار یاندکس رفتار خواننده هارو چک می‌کردم، طی آماری که گرفتم، ۴۲ درصد خواننده ها، مطلبی که عکس نداشت رو بعد از پاراگراف دوم می بستن!!

در مورد محصولاتتون ، صحبت کنین و عکس های واقعی و با کیفیت بزارین و احساسات رو چاشنی نوشته هاتون کنین.

۸- از ترندهای و مباحثی که مردم دربارش صحبت می‌کنند، استفاده کنین

از ترندهای روز و مسائلی که تو اون دوره زمانی رو بورس هست استفاده کنید، مثلا یادم میاد برای کمپین یلدای یک شرکت می‌خواستم کپی رایتینگ بنویسم و از ترند گرونی آجیل استفاده کردم و یکم طنز هم قاطیش کردم و داستان حافظ شیرازی را نوشتم که تصمیم گرفت شب یلدا برای خودش یک سایت راه اندازی کنه.

متن زیر بخشی از اون داستان هست:

دیشب با سهراب سپهری در محله آجیل فروش ها قدم می زدیم تا بلندای شب یلدا را با خوردن آجیل سر کنیم، آجیل فروشی دیدیم که بابت هر دو پسته‌ی نیمه خندان یک تخمه کدو اشانتیون می‌داد، باز هم کسی نمی‌خرید!

سهراب که افسرده شد، به سمت ساحل رفت تا سوار قایقش شود و من امیدوار چند قدمی بیشتر رفتم، ولی من هم بی خیال آجیل شدم!

آجیل خیلی گران بود، فهمیدم خربزه آب است باید به فکر نان باشم!

خدارو شکر گوشی سامسونگم را قبل از گرانی دلار خریده بودم و نیمچه اینترنتی داشتم، داخل گوشی از گوگل پرسیدم، چگونه پول در بیاورم! به من گفت سایتی برای خودت بپا کن که همه‌ی کارها اینترنتی شده است و نداشتن سایت مثل نداشتن نون شب است!

با سایت ساز مانا آشنا شدم و در کمتر از ۶ دقیقه سایت خود را راه اندازی کردم و تصمیم گرفتم شب یلدا سایتی بسازم که به بلندای درآمد دیجی کالا، درآمد داشته باشم…

از قضا سایت ساز مانا، قیمتش از یک کیلو پسته هم برایم ارزان تر درآمد…

بنظرتون چقد تونستیم در فروش سایت ساز با این متن موفق بشیم؟

بنابراین برای جذابیت بیشتر مطلبتون و خسته نشدن مخاطبانتتون خلاقیت داشته باشین.

۹برای سرویسی که می‌خواید راجبش بنویسین شخصیت یا کاراکتر خلق کنید.

مثلا من می‌خوام بگم آقا بیاین سایت بزنین، کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنین یا یک فروشگاه اینترنتی داشته باشین، اگه بیام فقط بگم اینا خوبه که هنری نداشتم، همه میدونن و مث روز روشنه که الان پول تو اینترنته!

چجوری بگم که جذابترش کنه؟ مثلا می‌تونم داستان موفقیت یک شخصیت رو بگم، این شخصیت رو می‌تونیم خودمون ایجاد کنیم.

مثال:

نرگس، اهل روستای بار از روستاهای سر سبز شهر نیشابور در استان خراسان هست! نرگس بافتنی های قشنگی داره و به دوستاشو و هم کلاسیاش و همسایه ها خوب همینارو می‌فروشه، با شنیدن خبرهای موفقیت کسب و کارهای اینترنتی بدش نیومد، همین کسب و کارشو از حالت لوکال دربیاره و یکم بزرگتر فکر کنه و در سطح ایران بفروشه!

بعد با اینستاگرام  آشنا شد و اونجا فروشش رو شروع کرد، یه مدتی گذشت دید اوووههههه چقد خوبببههه! ولی اینستاگرام هم براش کوچیک بود و به فکر  راه اندازی فروشگاه اینترنتی افتاد!

الان نرگس برای چند نفر توی روستاشون شغل ایجاد کرده باشه خوبه؟؟ الان نرگس چقد فروش داشته باشه خوبه؟؟

اینجا کاراکتر ما نرگس بود و نرگس می‌تونه در داستان‌های بعدی ما هم وجود داشته باشه

۱۰داستان بگین تا تو ذهن مخاطب نقش ببندین

لطفا با دقت متن زیر رو بخونین:

سعید دوست یکی از دوستان ما به خاطر نوع کارش روزهای زیادی را در مسافرت سپری میکند . او به تازگی برای شرکت در یک جسله کاری به سفری رفته بود . در روز آخر سفر قبل از پرواز چند ساعت وقت اضافی داشت و تصمیم گرفت به کافه ای برود و این زمان را در کافه سپری کند . سعید در افکار خودش غرق بود که فردی نزدیک او شد و پیشنهاد داد که با هم قهوه ای بخورند .

سعید در ابتدا از این پیشنهاد تعجب کرد اما چاره ای جز پذیرش این دعوت نداشت. آن فرد بدون لحظه ای تامل به پیشخوان رفت و با دو فنجان قهوه بازگشت . سعید قهوه را نوشید و دیگر هیچ چیزی بعد از آن را به یاد نمی آورد !

این تنها چیزی بود که او قبل از اینکه خودش را در وان حمام هتل پر از یخ ، گیج و منگ ببیند به یاد می آورد .

با تعجب و بی خبر از همه جا نگاهی به اطراف انداخت تا بلکه متوجه شود در وان حمام غرق در این همه یخ چه میکند ؟که چشمش به برگه یادداشت زیر افتاد:

 

سعید تلفن همراهی که کنار میز گذاشته شده بود را برداشت و به اورژانس زنگ زد  موقعیت خودش را توضیح داد . تمام انگشتانش از سرما کرخ و بی حس شده بود . فقط به حرف های مسئول اورژانس گوش میکرد . او به طرز عجیبی این موقعیت برایش آشنا بود . شروع کرد به راهنمایی سعید و گفت : « آقا لطفا با دقت و آرام به کمر خودتان دست بزنید آیا لوله ای از قسمت پایین کمرتان بیرون زده است ؟»

او به آرامی و با ترس دستش را به پشتش برد و در عین ناباوری دید که بله لوله ای از پشتش بیرون زده است !

مسئول اورژانس گفت : « اصلا نترسید ، یکی از کلیه های شما از بدنتان خارج شده است! باید بدانید که در این شهر یک باند سارقین اعضای بدن فعالیت میکنند و این بار شما را هدف قرار داده اند .ماموران اورژانس در راه اند . شما فقط به هیچ وجه از جایتان تکان نخورید !

خوندین؟ حالا چشماتونو ببندین ، حالا باز کنین، یادتونه چه اتفاقی برای سعید  افتاده؟ بدون شک با جزئیات کامل می‌تونین بگین چی شد؟!حتی اونقد ترسیدین که شاید پیشنهاد قهوه کسی رو دیگه قبول نکنین!

تاثیر گذاری که ازش حرف می‌زنیم یعنی همین!

حالا متن زیر رو بخونین:

عدم اطمینان آن به منطق و مباحثه اغلب به شدت افراطی است که این امر، دل‌مشغولانش را دچار آشفتگی کرد و در سطح اول، اقدام به حذف مخالفان و گروه اپوزیسیون کرد.

حتی یک کلمش هم تو ذهنتون موند؟

بنابراین هرچقدر بتونیم، داستان وار درباره متنی که می‌خوایم بنویسیم توضیح بدیم، خیلی بهتر در ذهن مخاطبامون جا می گیریم.

اگه بتونین یک سریال از داستان رو آماده کنین هم که خیلی عالی تر میشه و همیشه دنبال می کنن تا داستان رو بخونن .

دقت کنید یک داستان سه عنصر اصلی داره:

۱- شخصیت (ها)
۲- مشکل
۳- راه حل
در حالت ساده، در یک داستان ما یک یا چند شخصیت (کاراکتر) داریم که با یک یا چند مشکل و چالش مواجه هستند و پس از پیدا شدن راه حل و حل شدن مسئله داستان تمام می‌شود. پس اگر در محتوایی این سه عنصر وجود داشته باشند، آن محتوا را می‌توان داستان به حساب آورد. اما اگر این سه عنصر در محتوا نباشند داستان نیست. البته این برداشت من است و شاید دوستانی که تجربه بیشتری دارند نظر دیگری داشته باشند.

در مورد این که داستان‌سرایی بگوییم یا روایت‌گری، من این دو کلمه را برای دو حالت متفاوت به کار می‌برم.

وقتی می‌خواهم یک ماجرای واقعی را نقل کنم از روایت‌گری استفاده می‌کنم. مثلاً نقل کردن تجربه خودم یا ماجرایی که برای فرد دیگری اتفاق افتاده.

اما اگر شخصیت‌ها و اتفاقات خیالی باشند آن‌وقت از واژه داستان‌سرایی استفاده می‌کنم.

۱۱- از نتیجه و مزایا  صحبت کنین

این یکی از مهمترین تکنیک‌های کپی رایتینگ هست و تو این تکنیک یاد می‌گیرید که نتیجه گرایی چطور میتونه متن شمارو جذاب‌تر کنه.

بعبارتی بجای اینکه از خصوصیات محصولتون بنویسین، از مزیتی صحبت کنین که خدمات و یا محصولتون برای مشتری داره.

یادتون نره همیشه مشتری‌ها نتیجه و مزیت رو خرید می کنن نه ویژگی های فنی که محصول و خدمات شما داره.

مردم مزایای یک محصول را می خرن و نه خود آن محصول را.

مثال:
قبل از کپی رایتینگ:
مصرف برق یخچال سامسونگ ۳۵۰ وات می باشد.
جمله با این تکنیک کپی رایتینگ:
با خرید یخچال بخچال سامسونگ از ماه بعد، هزینه قبض برقتون ۵۰ درصد کمتر می‌شه، چون مصرف برق این یخچال خیلی خیلی پایین هست.
بازم مثال:
قبل از کپی رایتینگ
سرویس هاست شرکت ایران سرور خیلی پرسرعت هست
بعد از کپی رایتینگ
با خرید هاست شرکت ایران سرور، سایت شما در کمتر از ۲ ثانیه لود می‌شود.

وقتی از نتیجه و مزیت خرید محصول صحبت می‌کنین، تو ذهن مخاطب موندگارترین می‌شین
بعد که از شما می‌خواد صحبت کنه، خیلی راحت‌تر این کارو انجام می‌ده تا اینکه بخواد از ویژگی های محصول شما صحبت کنه.

 

 

 

۱۲ – از کلمه های قدرتمند استفاده کنین

رایگان؛ فوری؛ جدید؛ چطور، بهترین
این کلمات از کلمه های قدرتمند هستند و بصورت ناخودگاه در تصمیم گیری کابرتون تاثیر دارن.
استفاده ازین کلمات کاربر شما را برای خرید مصمم تر می کند.
کلماتی مثل قطعا، حتما، شاید به خاطر لحن و وعده ای که میدن ریسک هم دارن اما پیشنهاد می کنم از این کلمات استفاده کنید تا متن شما قوی به نظر برسد و نظر مخاطبین را جلب کند .

۱۳–برای مشتری ارزش قائل باشین

حتما برای شما هم پیش اومده تو گوگل درباره‌ی یه موضوعی جستجو کردین و وارد یه سایت شدین و می‌بینین اصلا اونچیزی نیست که می‌خواین.
مثلا من میتونستم همین مقاله رو خوب سئو کنم و تو گوگل بیارم بالا ولی به شما خوراک خوبی ندم، یعنی نیاز شما برای یادگرفتن تکنیک‌های کپی رایتینگ رو ندم.
ناراحت نمی‌شدین؟؟
قطعا ناراحت می‌شدین و شاید فحش هم می‌دادین😀
بنابراین
لطفا مطلبی که آماده می‌کنین حتما هر آنچه که احساس می‌کنین کابر  بخاطر اون نیاز مطلب شما رو می‌خونه رو بش بدین!
سعی کنین اگه مطلبی می نویسین که می خواید مشتری رو متقاعد به کاری کنین یا همون مثال ماهی فروش که بالا زدم و میخواید  ۵تا از فواید ماهی خوردن رو بنویسین، لطفا همین فواید واقعا فایده باشه و بتونه به علم مخاطب اضافه کنه.

 

۱۴-از دکمه های CTA حتما استفاده کنید و دلیل داشته باشه.

CTA مخفف call to action هست
یعنی دعوت به انجام یک عمل؛ مثلا در یک مقاله درباره خواص میوه می خونین و آخر مطلب یه دکمه هست که نوشته؛ خرید آنلاین میوه
در واقع داره چشم شما رو قلقلک میده که حالا روی اون دکمه خرید آنلاین هم کلیک کنین.
در کنار دکمه های CTA با هر عنوانی از جمله « اینجا کلیک کنید » یک دلیل برای کلیک کردن به مخاطبتون بگین. مثلا زیرش بنویسیم : « بدون نیاز به پرداخت هیچ هزینه ای » ، « کاملا رایگان » ، « با هزینه ارسال رایگان » ، « + یک هدیه ویژه » ، « + یک پیشنهاد شگفت انگیز » و…

برای کسب نتیجه بهتر، مطمئن شوید که Call to action شما موارد زیرو داشته باشه:

  • با شخصیت و نیاز مشتریانتون مطابق باشه.
  • برای مشتریان خلق ارزش می کنه.
  • فواید محصول و موارد موثر در قدرت متن تکرار شده باشه.
  • با لحن دوستانه خودتون با مخاطبین ارتباط برقرار کنین

۱۵- از اعداد و ارقام در متن استفاده کنید

از ارقام و اعداد استفاده کنین تا بتونین همون نگاه اول مشتری رو عاشق خوندن متنتون کنین.

یادتون نره؛ اعداد در عنوان و متن معجزه می کنن.

مثال:
۵۹ % تخفیف – ۵ میلیون پاداش– ۲۰ روش – ۷ ترفند – ۲۹ تکنیک – ۹ راز – ۱۲ فرمول

۱۶- برای آمارها خود منبع معتبر داشته باشین

ذات شکاک بودن هم در بیشتر آدم ها هست؛ شما هرگز نمیتونین سطح سوء ظن هر آدمی رو پیش بینی کنین، بنابراین معمولا بهتره که به تمام ادعاهای خود با مدرکی مثل توصیفات، نتایج نظرسنجی، تایید معتبر، نتایج آزمونها و داده های علمی، اعتبار بدین.

اگر بتونید برای کار هایی که انجام می دهید مدرک داشته باشید قطعا مخاطبانتون خیلی راحت تر به شما اعتماد می کنند حتی مشتریانی که به خدمات یا محصولات شما شک دارند هم دقیقا متوجه منظور شما می شن و بهتون اعتماد می کنند .

اگر بتونید برای کار هایی که انجام می دین؛ مدرک داشته باشین قطعا مخاطبانتون خیلی راحت تر به شما اعتماد می کنن

۱۷- سوالات با جواب مثبت از مشتریانتون بپرسین

” پاریس لامپروپولوس ( Parris Lampropoulos) : زمانی که میخوام چیزی رو بفروشم سوالاتی رو مطرح میکنم و اغلب به صورت یک جمله خبری می نویسم . در بدترین حالت حداقل یکی از جملات خواننده را وادار می کند که سری به نشانه تایید تکان دهد و این یعنی من یک مشتری جدید به دست آورده‌ام.”

آیا تمایل دارید در فضای آنلاین؛ کسب و کار خود را ارتقا دهید؟

آیا تمایل دارید به راحتی بتوانید انگلیسی صحبت کنید؟

استفاده از سوالاتی که جواب اونها توسط مخاطبی که داره مطلب رو میخونه؛ مثبت هست؛ یعنی شما مسیر زیادی رو برای بدست آوردن مشتری طی کردین.

۱۸-به ارزش هایی که به کاربر میدین تکیه کنین

نظر آقای Leo Burnett

به من نگو چقدر زحمت کشیدی را روی ساخت محصول وقت گذاشتی یا چقدر محصول خوب است. به من بگو بعد از استفاده از محصول چقدر حال من خوب می شود.

ارزشی که کاربر بعد از خرید سرویس و محصول شما بدست میاره و بش بگین, تکنیکی به نام (قطره ای در سطل (DITB)) وجود داره که میگه خریدار سود خریدشو بیشتر از هزینه ای که بابت خرید اون پرداخته بدونه . در این شرایط مشتری باز هم حاضر که برای خرید محصول شما هزینه کنهتا به نتیجه ای که میخواد برسه .

مردم تنها چیزی رو می خرن که احساس کنن که اون خرید به نفعشون بوده. ماجرای WIN WIN در دنیای واقعی به هیچ عنوان وجود نداره، مردم می خوان بیشترین سود متوجه اونها باشه.

۱۹-درگیر آرایه های ادبی نشین

خیلی ها فکر می کنن اگه یک متن ادبی رسمی بنویسن دیگه مخاطب چقد با اون مطلب حال می کنه؛ این در حالی هست که چنین مطلبی فقط به درد یک استاد ادبیات اونم در کلاس درس ممکنه بخوره.

پس مراقب این قضیه باشید و از روشی استفاده کنین که مخاطب شما با اون راحت هست؛ چرا اگه محصولی داشتین که می خواستین به شعرا بفروشین؛ شاید بد نباشه از آرایه های ادبی استفاده کنین.

 

۲۰-از افعال گذشته استفاده نکنین

استفاده از افعال گذشته، برای مخاطب ارزش اونکاری که انجام شده رو از بین می‌بره و سعی کنین حتی اگه فعلی در گذشته اتفاق افتاده، از دید زمان حال نقل قول کنین.

با توجه به این که جملات معلوم قابل فهم تر و کوتاه تر از جملات مجهوله، میتونن مفهوم سریع تر به مخاطبانتان منتقل کنند .

یکی از نقاط ضعف جملات مجهول اینه که شما را ضعیف تر و عمل شما رو وابسته به عامل دیگری جلوه می دن. در صورتی که جملات با افعال معلوم برعکس عمل می کنن .

مثال:

شرکت زر ماکارون برای دریافت سیمرغ بلورین انتخاب شد > شرکت زرماکارون سیمرغ بلورین را دریافت کرد.

۲۰ کتاب جدید چاپ شد > ۲۰ کتاب جدید چاپ کردیم.

۲۱-درباره مشکل و راه حل شما برای رفع مشکل، صحبت کنین

مثلا شما خدمات سوپرمارکت آنلاین دارین، می‌تونین در یک مطلب درباره چالش های خانم های خانه دار برای خریدهای بیرون یا خانم هایی که بچه نوزاد دارن صحبت کنین، و بعد راهکار خودتون برای رفع این مشکل رو ارائه بدین.

با این تکنیک کپی رایتینگ، مخاطب شما حس همزادپنداری با کاراکتر قصه محتوای شما داره و می‌بینه شما از مشکلاتی حرف زدین که واقعا باهاش درگیر هست و قطعا از راهکار شما استقبال می کنه.

۲۲- از مشتریانتون نقل قول کنین

کپی رایترهای حرفه ای که برای یک برند معتبر، مطلبی می نویسن تا مخاطب رو متقاعد برای خرید کنن، در مطالبشون نقل قولهایی از مشتریان مهمشون میارند تا اثباتی باشه برای ادعاهایی که در متن داشتن.

انسان ها برای راهنمایی شدن به دیگران نگاه می کنن، مخصوصا وقتی که در مورد چیزی مطمئن نیستند. می پرسند، ​​”دیگران در مورد این محصول چه نظری دارند؟ دیگران چه احساسی دارند؟ دیگران چه کار می کنند؟ “سپس طبق آن عمل می کنن.

به همین دلیل نظرات و تاریخچه ی خرید افراد دیگر در تصمیم گیری برای خرید بسیار تاثیرگذار است.

مثلا در مقاله بهترین هاست از نظر آقای دیبازر در دیجی کالا در بین مطلب استفاده کردیم:

اشکان دیبازر - متخصص زیر ساخت در دیجی کالا

مدت مدیدی است که یکی از مشتریان ایران سرور هستیم. در این مدت که با شرکت های هاستینگ زیادی کار کرده ایم، شرکت ایران سرور را به عنوان بهترین شرکت از نظر پشتیبانی و راضی نگه داشتن مشتری ارزیابی کرده ام. به امید موفقیت روزافزون هر دو طرف.

استفاده از همین نظر، تاثیر زیادی در اعتماد مخاطبین و خواننده هایی که اون متن مارو میخوندن داشت.

۲۳-به زبان مشتری هاتون صحبت کنین

 

صحبت کردن به زبان مشتری ، کمک می کنه اونها با ما راحت‌تر باشن و حتی با ما دوست بشن، عاشق برند ما بشن و به محصول ما اعتماد کنن،‌ زیرا آنها می‌تونن کلمات خودشون و حرفایی که تو دلشون بوده  رو  از زبان ما بشنون. با این کار می تونید آسان تر با اونها ارتباط برقرار کنید و متقاعدشون کنین تا کاری که شما می‌خواهین انجام بدن.

۲۴-از دستاوردها و اعتباراتتون و قدرتتون صحبت کنین.

به گفته Steve Slaunwhite :

“بعد از سال‌ها تجربه فهمیده‌ام که کلید متقاعد ساختن افراد این است که اعتماد سازی کنید. اگر این کار را خوب انجام دهید، حداقل شانس این را دارید که با خواننده وارد تعامل شده و او را متقاعد به انجام کاری کنید. البته اگر این کار را به خوبی انجام ندهید، هنوز امیدی هست و تکنیک های رنگارنگ کپی‌ رایتینگ می‌تواند شما را نجات دهد.”

برای کاربرانتون certificate  یا گواهینامه های ارزشمندی رو که بدست آوردین و دونستنش می تونه برای جذب اعتماد  مخاطب شما مفید باشه حتما در نوشته هاتون بکار ببرین.

برای نشون دادن قدرتتون و اصالت سرویسی که می دین؛ میتونین درباره گارانتی بازگشت وجه صحبت کنین.

یا در صورتیکه در رسانه ای از برند شما یا محصول شما صحبت شده؛ در نوشته هاتون استفاده کنید.

با همه این موارد شما به اعتماد مشتری دست پیدا می کنید که بالاترین ارزش رو داره.

۲۵-با خلاقیت و استفاده از ابزاری که در دسترستون هست، جذابیت‌های تصویری اضافه کنید

وقتی یک متن رو می خونین اگه همه متون پشت سر هم باشه، چشمتون سریع خسته می‌شه، در موارد قبلی گفتم عکس خیلی مهمه ولی بغیر از عکس مواردی مثل فونت زیبا، استفاده از کادربندی، استفاده از دکمه ها میتونه کاربر رو راغب کنه تا مطلب رو تا آخر بخونه.

اگه شما بعنوان نویسنده مطلب هستید، این موارد که ویراستاری طور هست رو هم رعایت کنین.

همینطور سعی کنین از شماره گذاری برای مطالبی که فهرست وار هست یا از بولد پوینت‌ها استفاده کنید.

مثال:

عوامل موثر در موفقیت عبارتند از :

۱-تلاش

  • تلاش فردی
  • تلاش تیمی

۲-خلاقیت

۳-…

نقل قول استفاده کنید، مثل همین 🙂

از عنوان‌های اصلی و فرعی استفاده کنید.

۲۶- در مورد مشکلات و خاطرات مشترک که ممکنه وجود داشته باشه صحبت کنید.

در مورد موضوعاتی که برای مشتری شما مهم است مثل زمانشون، مشکلاتشون و اهدافشون و یا دغدغه هاشون صحبت کنین.

همینطور خاطره سازی کنین؛ اگه فکر می کنین ممکنه چنین خاطره ای بین شما و مخاطبتون مشترک باشه.مثلا فک کنین دو نفر دانشجوی مهندس کامپیوتر دانشگاه فردوسی ورودی سال ۸۵ اگه چند سال بعد هم رو ببینین چه حرف هایی ممکنه به هم بزنن؛ یا دو نفر که سالها پیش در دوران سربازی، با هم هم خدمتی بودن.

یا افرادیکه به بابلسر سفر کردن و …

مثال:

بسیاری از شما ممکن است اکنون نگران … باشید.

این مورد به اعتماد کاربر خیلی کمک می کنه و حس دوستی بهتری بین شما و کاربرتون ایجاد میشه که بارها گفتم وقتی قلب مخاطبتون رو تسخیر کنین؛ دیگه انگار ههمه چیزشو تسخیر کردین.

۲۷-جز راست نباید گفت

David Ogilvy فرمودند:

هرگز تبلیغی ننویس که دوست نداری خانواده ات آن را بخوانند. تو نمی خواهی با مادرت یا… دروغ بگویی. اگر دورغ بنویسی دیر یا زود مردم متوجه آن خواهند شد.

همین چند هفته پیش یک محتوا در اینستاگرام دیدم درباره پکیج موفقیت در ۲۴ ساعت؛ اصلا عنوانش خودش دروغ هست.

بعد قسمت هایی از فیلم رو در یکی از پست ها آورده بود؛ پس زمینه و خونه و دیوارها رو که دیدم, خدایی چند شب خواب ترسناک می دیدم؛ خب بزرگوار اگه می خوای تو ۲۴ ساعت موفقیت رو یاد بدی؛ تو همین زمان خودت موفق شو و سر و اوضاع خونتو درست کن.

اگه یه روزی به مهارت؛ کپی رایتینگ رسیدین و یا تبلیغ نویس حرفه ای شدین هم به هیچ وجه برای یک سرویس ضعیف، کپی یا تبلیغ ننویسین که ناخودآگاه باید دروغ بگین و همین خودش بزرگترین آفت برای خودتون و همون کسب و کار هست.

۲۸- به محدودیت‌ها فکر نکنین

وقتی می خواید بنویسین، به محدودیت ها فکر نکنید؛ یکی از دلایلی که در سازمان ها تیم مارکتینگ از تیم هایی مثل پشتیبانی دور هستند؛ بخاطر این هست که بصورت ناخودگاه در جمع تیم های پشتیبانی شما محدود به مشکلات می شین و نمی تونید اون اتفاق خوب را در نوشته هاتون رقم بزنین.

از این که چیزی جدید و متفاوت خلق می کنین نترسین. با افراد خلاق و ساختارشکن ارتباط داشته باشین و در دوستانتون یا تیم های محتواییتون افراد با این تیپ شخصیت داشته باشین و از ایده های اونها الهام بگیرید. با این نمونه روش ها هست که بهترین ایده‌های محتوا و کپی رایتینگ به ذهن شما می‌رسه.

۲۹ – از مزیت رقابتی خود صحبت کنین

واقعا چه دلیلی داره؛ در این بازار پر از رقیب مشتری شما رو انتخاب کنه؟؟چه مزیتی؟چه تفاوتی؟
در صورتیکه در حال نوشتن یک متن برای یک برند هستین و می خواهین این برند رو در نهایت پیشنهاد بدین؛ باید یک مزیت رقابتی خوب در نظر بگیرین که واقعا برای کاربر مهم باشه.
مثال:
مثلا ما داریم درباره؛ بهترین پیتزا فروشی های غرب تهران مطلبی می نویسیم و تو ذهنمون هست یکی از این پیتزا فروشی ها رو بولد کنیم یا بهتر معرفی کنیم, می تونیم از متن زیر استفاده کنیم:
خوشمزه ترین پیتزای خیابان فرشته را در کمتر از ۳۵ دقیقه دریافت کنید؛ اگر بیشتر طول کشید؛ پیتزا را رایگان دریافت کنید.
مزیت رقابتی این پیتزا فروشی چی بود؟
ارسال سریع
و تضمین میده اگه دیر ارسال کنه؛ پولی نیاز نیست بابتش پرداخت کنید.
خب قطعا برای افرادی که زمان خیلی مهمه بی شک این پیتزا فروشی اولویت داره(البته که کیفیتش هم مهم هست)

۳۰-از تکنیک ریسک معکوس استفاده کنین

یعنی چی؟ یعنی مثلا قصد فروش یک محصول را در یک مقاله دارین؛ ولی هنوز برند شما خیلی شناخته شده نیست؛ می تونین به کاربرتون اعلام کنید که در صورتیکه رضایت از سرویس وجود نداشت؛ محصول امکان بازگشت وجه دارد.
استفاده از جملات زیر رو ممکنه در زمان خرید یک محصول دیده باشین:
بازگشت وجه بدون قید و شرط تا ۱۰ روز در صورت نارضایتی
در واقع داریم اعلام می کنیم اونقدر از سرویس و خدمتمون مطمئن هستیم که خیالمون راحته اصلا مشکلی پیش نمیاد.

۳۱-یک خودافشایی مدیریت شده داشته باشین

اینم یکی ازتکنیک های جالب در کپی رایتینگ هست؛ درست زمانیکه کاربر تصمیم گرفته سرویس شما را استفاده کند؛ یک شوک به مخاطب وارد می کنین که در عمل یک خود افشایی انجام میشه.
بزارین با مثال اینو بگم تا متوجه بشین:
مثال:
با خرید این پکیج موفقیت یک شبه راه صدساله رو نمیتونین طی کنین اما در طول یک سال اول، از پیشرفت خودتون شگفت زده میشین
اینجوری بخش اول به یک نقص منطقی اعتراف میکنیم جوری که مخاطب بهمون حق بده بخش دوم یک ادعای منطقی رو مطرح میکنیم
در واقع جمله اول کمک می کنه جمله بعد از اما برای مخاطب باورپذیر بشه.
خب این مثال برای فروش یک پکیج آموزشی هست که ادعا داشته اگه اینو بخرین؛ می تونین موفق باشین ولی استفاده از جمله بالا این تلنگر رو به کاربر می زنه که ممکنه پکیج های آموزشی دیگه چنین ادعایی داشته باشند ولی ما اصولی به شما این آموزش رو می دیم و در نهایت این خودتون هستین که باید بخواید؛ فرد موفقی باشین.

۳۲-حس اضطرار ایجاد کنین

برای کاربرانتون و مخاطبینتون یک زمان محدود با یک آفر ویژه مشخص کنین تا کاربر نتونه از پیشنهاد شما بگذره.
مثال:
شما حدود ۱۰ دقیقه هست دارین این مطلب رو می خونین؛ حس کردم براتون مهم باشه؛ بنابراین تا دو ساعت دیگه ۳۵ درصد تخفیف ویژه برای خرید ویدئوی آین آموزش براتون در نظر گرفتم.
با ارائه پیشنهاد های زیاد کاربر رو سردرگم نکنین

توجه کنید نباید با تعداد بالای انتخاب کاربرتان را فلج ذهنی کنین جوری که انقدر گیج بشه که حس کنه نمی تونه هیچ انتخابی داشته باشه و تققق بزنه مطلب یا تبلیغ شما رو در سریع ترین زمان ممکن ببنده .

پیشنهاد من اینه به مخاطبینتون حداقل دو پیشنهاد رو معرفی کنین؛ ولی باز هم کاربر پیشنهاد شما رو یقینا خرید می کنه ولی اگه فقط یک پیشنهاد بدین؛ حس می کنه حق انتخاب نداره و ممکنه بیخیال بشه.

۳۳-به مخاطبتون حس هایی که نیاز داره رو بدین

همه آدم ها به حس های بهتر بودن؛ دیده شدن؛ برنده شدن، موفق بودن، قدرت، حس عشق و دوست داشته شدن؛ پولدارشدن، آرامش؛ مفید بودن نیاز دارند، این ها احساساتی هست که اگه بتونین در متن هاتون بهش بپردازین؛ کاربرتون راحت تر با شما ادغام میشه به شما اعتماد می کنه.

یادتون نره؛ آدم ها با احساستشون خرید می کنند؛ بنابراین هرچیزی که بتونه احساسات اونها رو برانگیخته کنه در فرآیند تصمیم گیریشون خیلی دخیل هست.

خیلی راحت و دوستانه بنویسید طوری که مخاطب فکر کنه دارید رو در رو با او صحبت می کنین.

۳۴با خواننده مطلب صحبت کنین

وقتی دارین می نویسین؛ به این فکر کنید که خواننده روبروی شما نشسته و دارین باهاش حرف می زنین.

مشتریان دوست دارن مطالبی را بخونن که در مورد خودشون نوشته شده باشن نه اینکه صرفا کاتالوگ معرفی محصولات باشه

مثال:

افرادی که از عطر بیک استفاده می کنند حس خوبی دارند.

عطر بیک حس خیلی خوبی به شما می دهد.

زمانی که کاربر متن اول را می خواند؛ فکر می کند فقط افرادی که استفاده کردند این حس رو داشتند بنابراین ممکنه به درد من نخوره؛ ولی وقتی باهاش حرف می زنیم و می گیم به شما این حس خوب رو می ده، بصورت ناخوداگاه به این نتیجه میرسه که این محصول به درد من هم می خوره.

وقتی از کلمه شما دو برابر تعداد ما در محتوا استفاده کنین، نشان دهنده تمرکز شما روی نیاز مشتریان و در نتیجه فروش بیشتر می شه.

 در نوشته هاتون به صورت مستقیم با مخاطب ارتباط برقرار کنین و مسائل را از نگاه اونها ببینین با همین روش ساده می تونین بازخورد بهتری داشته باشین و در نتیجه مخاطبین زیادی را جذب کنین .

 

۳۵-تا میتونید مطالعه کنید

بعد از آموزش کپی رایتینگ یادتون نره که مطالعه و گوش کردن اخبار روز رو باید در صدر کاراتون قرار بدین.

اصلا فکرش را هم نکنید که همه تکنیک های کپی رایتینگ تا به امروز کشف و استفاده شده باشن. چرا که هر روز روش های مختلفی برای نوشتن محتوا و بازاریابی محتوا ایجاد می شود و حتی خود شما میتونید روش جدیدی را کشف کنید. بنابراین همیشه اخبار مربوط به نویسندگان در حوزه خودتون دنبال کنید . همیشه به روز باشید و اخبار را دنبال کنید .

 

 کی خستس؟دشمن؟یا داداش من؟

امیدوارم اینجای مطلب هنوز انرژی داشته باشین، اگه حس می‌کنین یکم خسته شدین، لطفا برین یه چایی بریزین برا خودتون و دوباره بیاین ادامه رو بخونین.

خب تازه رسیدیم به جای باحال یعنی کجا؟اگه گفتین؟

میدونم الان با خودتون می‌گین حالا فکر کن ما شدیم علامه دهر کپی رایتینگ، خب که چی؟ بگو پول کجاست؟

خب حالا میگیم از چه روش هایی میشه با دانش کپی رایتینگ پول درآورد:

راه های کسب درآمد از کپی رایتینگ

اکثر شرکت ها الان کپی رایتر استخدام می کنند، من نمونشو داخل سایت جابینجا زیاد دیدم:

ولی برای کارهای زیر هم نیاز به یک کپی رایتر حرفه ای هست:

متون آگهی برای تبلیغات

یکی از شناخته شده ترین انواع کپی رایتینگ ، نوشتن متن تبلیغاتی برای یک برند هست.

این متن می تونه برای یک پیامک یا اس ام اس تبلیغاتی باشه، میتونه برای یک ایمیل تبلیغاتی باشه، میتونه برای یک تبلیغ در روزنامه و یا یک صفحه لندینگ از سایت باشه.

بنابراین شما اگه تازه دارین کپی رایتینگ رو یاد می گیرین باید از الان بتونین یک متن تبلیغاتی برای برندهایی که شناخت دارید بصورت تستی بنویسین.

تولید محتوا

بزارید یک تجربه بهتون بگم، یه زمانی من سایت داشتم و برای محتواش خیلی زحمت می کشیدم، یه دوستی به من گفت اینقدر که تو برای محتوا زحمت می کشی همین هزینه رو ببر خرج تبلیغات بنری کن، بهتر جواب می گیری ولی من همیشه اعتقاد داشتم وقتی برای مخاطبت زحمت می کشی و وقت میزاری و محتوا تولید می کنی قطعا نتیجشو می بینی و همینطور هم بود، همه بازدیدکننده هایی که از طریق محتوا به مشتری تبدیل میشدن ۲۳۶٪ بیشتر بودن از بازدیدکنندهای تبلیغات بنری.

حالا باز یک کپی رایتر هست که می تونه همون بازدید کننده ها رو به مشتری تبدیل کنه و در این باره بالا خیلی صحبت کردیم.

بنابراین یکی از وظایف کپی رایترها تولید محتوایی هست که کاربر رو به مشتری تبدیل کنه و در حال حاضر یکی از بهترین راه های درآمد کپی رایترها این روش هست.

شعار برند

یکی از وظایف کپی رایتر ها این هست که برای یک برند شعار طراحی می کنن.

شعار تبلیغاتی هر برند باید بصورت کوتاه و مختصر مزایای اون برند رو برسونه، یا یک هم آوایی ماندگار داشته باشه و یا یک حس خوب رو به کاربر منتقل کنه

آدیداس:
غیر ممکن وجود نداره.

دیزنی لند:
شادترین نقطه ی روی زمین

ریبوک:
من همانی هستم که هستم.

سان استار:

طعم خوش لحظه ها

امرسان:

امرسان زیبا، جادار، مطمئن

سن ایچ:

سن ایچ و دیگر هیچ

 

نام‌گذاری برند

یکی دیگر از کارهای کپی رایترهای عزیز و دوست داشتنی که شخصا احترام خاصی براشون قائلم این هست که باید برای یک برند اسم انتخاب کنند، و انصافا کار سختی هم هست ولی دیگه اگه اون برند، برندددد بشه دیگه یک رزومه خیلی عالی میشه برای اون کپی رایتری که اون اسم رو انتخاب می کنه:

در انتخاب اسم برند این ۳ مورد رو حتما باید رعایت کنید:

شخصیت برند: که بهش پوزیشنینگ هم میگن جوری که برند خودش را  برای دیگران نشون میده.

اپل: خلاق  سایپا: ارزان  رولکس: لوکس

مثلا هروقت اسم اپل رو میشنویم میگیم اپل خیلی شرکت خلاقی هست.

جایگاه برند:

  تویوتا بالاتر از  هیوندای و پایین تر از مرسدس

هویت برند: فرهنگی که برند از خودش به نمایش میذاره

نوشتن رپورتاژ آگهی

به طور کلی رپورتاژ آگهی به شکلی از آگهی گفته می شه که از ساختار گزارشِ روایتی بهره می برن، به این معنی که مخاطبِ رسانه متوجه جنبۀ تبلیغاتی این گزارش نمی شه و خیال می کنه در حال مطالعه یا مشاهده گزارش کاملاً بی طرف هست . این بی طرف بودنِ لحنِ گزارش باعث جلب اعتماد مخاطبان می شه.

این یکی از بهترین راه های کسب درآمد کپی رایترها هست و الان اکثر کپی رایترها از همین روش درآمدهای میلیونی خوبی دارن

 

زیرنویس تلویزیونی یا کلیپ های ویدئویی

کپی رایتر ها و متون اونها می تونه به تصویر و یا فیلم هم تبدیل بشه که این راه هم از راه های درآمدی این آدم هاست.

از کپی رایترها برای تیزرنویسی و یا متونی که بصورت زیرنویس در تلویزیون پخش میشه هم استفاده می کنن.

 

مقاله طولانی رو برای آموزش کپی رایتینگ کنار هم سپری کردیم، امیدوارم نکات خوبی رو به شما منتقل کرده باشم، درصورت تمایل در بخش نظرات خوشحال میشم نظرات خوشگلتونو درباره این مقاله بدونم.

 

برچسب ها

اسماعیل شریف

اسماعیل عاشق کار تیمیه.💓 شب و روز کار می کنه و چون کارشو دوس داره، خستگی ناپذیره.💪 اسماعیل، لینوکس و وردپرس حرفه ای کار کرده و الان هم روی دیجیتال مارکتینگ زوم کرده. هرچی یاد داره بدون هیچ ادعایی به کسی که علاقه داره یاد میده.😍 اکثر اوقات لبخند رو لباشه چون اعتقاد داره دنیا محل گذاشت و گذشت 😊هست.بهتون پیشنهاد می کنم در اینستاگرام دنبالش کنین👇

نوشته های مشابه

ممنون می‌شم، درباره‌ ی این مطلب نظر بدین، منتظر شنیدنِ دیدگاه و تجربه شما هستیم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

25 نظر

  1. داداش دمت گرم
    من با این تکنیک ها یک پیامک تبلیغاتی برای مشتری هام فرستادم و نتیجش برام خیلی جالب بود و افراد بیشتری پیامک منو جواب دادن و خرید کردند.

  2. سلام خسته نباشید اسماعیل جان. دلم نیومدش بدون تشکر از این مقاله بسیار خوندنی تون سایت تون رو ترک کنم. واقعا مطالب جالبی توش یادگرفتم.
    امیدوارم کارتون همیشه بهتر از قبل باشه.
    دوستدار شما کامران نوروزی مدیروب سایت تیک مد

  3. اسماعیل جان سلام
    امروز توی سایتتون دنبال یچیز دیگه بودم ولی این مطلب رو هم خیلی اتفاقی خوندم.
    فقط همینقدر بگم که اصلا نفهمیدم چی شد ولی وقتی به آخر مقاله رسیدم، دیدم کلی مطلب ناب درباره کپی رایتینگ که تاحالا نشنیده بودم، یاد گرفتم و یک ساعت از عمرم به بهترین شکل سپری شد.
    واقعا دست مریزاد که اینقدر ساده و خودمونی علمتو در اختیار ما گذاشتی.

    1. ممنونم جناب حقیقی عزیز.
      خیلی خوشحالم از اینکه مقاله مفیدی بوده.
      برای شما و مجموعه قدرتمند موفقان آرزوی بهترین ها رو دارم.

  4. جناب شریف از این که با این نگارش عالی کپی رایتینگ رو آموزش دادین سپاس گزارم.
    امکانش هست اطلاعات تماستون رو برای من ایمیل کنید، آیا برای برگزاری کارگاه آموزشی کپی رایتینگ می تونیم در اصفهان میزبانتون باشیم؟
    ما یک استارتاپ هستیم که در حوزه تولید محتوا کار می کنیم و به شدت به تجربه شما در این زمینه نیاز داریم.

    1. سلام و احترام
      آقای نجف آبادی عزیز، از لطفی که داشتید ممنونم.
      به ایمیل شخصی شما اطلاعات تکمیلی رو ارسال کردم.
      امیدوارم شما و تیمتون در تمامی مراحل کاریتون موفق باشید.

  5. بنظرم تفاوت اصلی این مقاله با مقاله های دیگه ای که درباره کپی رایتینگ خونده بودم، مثال های خوبش بود که واقعا درک خوبی از موضوع به من می داد.
    ممنونم مقاله ای بود که مشخص بود براش وقت گذاشته شده و من هم برای خوندنش وقت گذاشتم.

  6. آموزشت اسماعیل جان عالی و بلند و بالا همراه با شوخی بود آدم دوست نداشت اصلا تموم بشه.
    الان که با کسی قهر نیستم، ولی یادم باشه قهر کردم بگم یه نامه برام بنویسی! 🙂
    کپی رایتینگ هم واقعا مهارت باحالیه که از دلش یک متن عالی در میاد. البته کمی توی ایران خوب جا نیوفتاده. فعلا و درآمدش به قدر اونوریا نمیرسه. البته به شرط اینکه برند باشی مشکلی از لحاظ درآمدی نداره و درآمد خوبی داره.

    باز هم ممنون از آموزشت

  7. این مقاله ته کپی رایتر بود :/ آدم لذت میبره از خواندن این مقاله :))) مثل نویسنده های سریال ها یا فیلم ها که دقیقا زندگی ادم ها رو بازگو میکنن مثل مثلا خانه به دوش سه در چهار اینم کپی رایتر حساب میشه دیگه نه ؟ همینه که باعث محبوبیت آن سریال ها شده و میشود در زمینه تبلیغات هم به همین شکله باید بری تو رابطه با خواننده شنونده بیننده و غیره متشکرم از شما و آقای مازیار عزیز بابت مطالب جذاب و کمک کننده
    دوستدار وبمسترفا 🙂

  8. خیلی خوب بود ولی طولانی بود.
    من یک هفته روزی نیم ساعت می خوندمش.
    اسم این مقاله رو بنظرم باید کتاب کپی رایتینگ باید بذارین

  9. جناب شریف در مورد کپی رایتینگ خیلی عالی توضیح داده بودین
    چطور می تونیم از دوره های شما استفاده کنیم؟

  10. آقا اسماعیل عزیز سلام
    من توی حوزه «هوش کلامی» فعالیت میکنم
    جالب بود که اکثر نکاتش رو آموزش میدم برای اینکه کلاممون قدرتمندتر و اثرگذارتر باشه
    و با خوندن این مقاله این روزنه برام ایجاد شد که همین نکات چقدر توی بخث فروش مهمه.
    ازین به بعد با قدرت و مثال بیشتری این نکات رو در فروش آموزش خواهم داد
    ممنون از مقاله خوبتون
    (پی نوشت: تا حالا طولانی ترین مقاله ای که نوشته بودم ۲۵۰۰ کلمه داشت.
    دم شما گرم برای این مقاله ۱۲۰۰۰ هراز کلمه ای. من میدونم چه زحمتی براش کشیدی.)

  11. چطور میتونیم خودمون رو محک بزنیم که کپی رایتر خوبی هستیم یا نه؟ و اینکه شرکت ها رزومه میخوان و اگه ما تازه کار باشیم چه کنیم؟

  12. سلام اسماعیل جان
    ممنون از متن خوب و صمیمی ات…
    من دارم کپی رایتینگ رو شروع میکنم.
    مصمم هستم ی کپی رایتر حرفه ای بشم.ممنون میشم کمک کنی بهم

  13. درود به همه انسانهای شریف!

    قصد داشتم یک دوره کپی رایتینگ شرکت کنم! چون دستم با قلم جفت و جوره! اما زحمتی که شما متقبل شدین ، باعث شد تجدیدنظر کنم و از این به بعد فقط روی تحقیق و مطالعه و پندهای شما زوم بشم🕵️‍♂️🔎
    یه مبلغی هم تو جیبمون save میشه😄
    برقرار باشید 😍

بستن
بستن