استارتاپ

بهترین ایده

خیلی از ما فکر می‌کنیم، برای شروع یک کسب‌و‌کار باید یه ایده خفن ناب داشته باشیم یا برای رسیدن به موفقیت بهترین ایده رو باید داشته باشیم. بخاطر همین ایده آل گرایی، فرآیند ایده‌یابی و پرورش اون، چنان طولانی می‌شه که ایده به مرحله‌ی اجرا نمی‌رسه یا انقدر بد اجرا می‌شه که کسب‌و‌کار شکست می‌خوره.

 

بد نیست داستان زیر رو با هم بخونیم:

پنج قورباغه در یک برکه زندگی می‌کردند، سه تا از آن‌ها تصمیم گرفتند بپرند. چه تعداد قورباغه باقی می‌ماند؟
پنج عدد! چرا؟!
چون تصمیم گرفتن هنوزم مساوی نیست با انجام دادن .

دوستان معظمی که یک برگ A4 پشت و رو ایده دارند که نه تنها ایران و خاورمیانه بلکه خاور دور و دنیا رو هم میتونه تکون بده توجه کنند که صرفا داشتن ایده به هیچ بنی بشری تا به امروز کمک نکرده است. و ایضا عزیزانی که ترس از مواردی چون کپی / دزدی و یا اجرایی شدن ایدشون توسط دیگران دارند هم در همین رده جای دارند.

خواهشا یک ایده را تا نهایت اجرا دنبال کنید. اوضاع کسب و کار و سرمایه گذاری روی طرح ها امروز از هر زمانی بهتر است فقط کافی است شما هم در چنته طرحی برای ارائه داشته باشید.

یه روزی به یکی از دوستان عزیزم؛ یک ایده مطرح کردم و گفت خیلی عالیه بیا با هم عملیاتیش کنیم و من گفتم متاسفانه من فرصت برای اجراش ندارم؛ تعجب کرد و پرسید یعنی بدون اینکه بخوای با من شریک بشی ایدتو مطرح کردی و من گفتم آره! چون ایده من الان هرچقدر بهترین ایده باشه ولی چون اجرا نشده ارزشی نداره!

ایده ها میتونه هر جایی به ذهن شما بیاد وقت خواب، اول صبح یا  حتی در حمام! یا شاید وقتی که یک مشکلی می بینی و بلافاصله فکر می‌کنی این مشکل رو حل کنی!

شاید همون ایده ای که به ذهن شما رسیده و فراموشش کردید و به اون اعتنایی نکردید رو اگه دنبال میکردید الان همون ایده تبدیل به یک کسب و کار بزرگ و میلیونی میشد یا چیز مهم و ارزشمندی به وجود میومد.

به هر حال ایده های شما ارزشمند هستند منظورم این نیست که هر ایده ای به ذهن شما میرسه خوبه بلکه منظورم اینه که شاید ایده یا همون پاسخی که به ذهن شما میرسه در جواب چیزی بوده که مدتها بود دنبالش بودید و یا دعا میکردید که اتفاق خوبی در زندگی شما بیوفته یا ایده‎ای داشته باشید و بتونید کسب و کار پرسودی راه اندازی کنید و حالا جوابش به روشی به ذهن شما رسیده پس باید به افکار این‌چنینی، بها بدید و برای اونها ارزش قائل بشید.

ایده‌ها فقط مسیر را به شما نشون می‌دن

شاید همه ما بارها و بارها به فکر راه اندازی کسب و کار جدیدی برای خود افتاده ایم، معمولا در مرحله ایده پردازی همه چیز خیلی خوب پیش میره، طرح ما فاقد مشکلات بزرگ و اساسی است و از نظر ما طرح جواب خوبی برای نیازهای کاربران و دارای پتانسیل مناسب برای پرکردن خلاء های بازارهای داخلی و حتی خارجی است. حتی بعضی اوقات به دیگران طعنه می‌زنیم که چطور تاحالا همچین فکری به ذهنشون نرسیده

اما آیا واقعا اینطور است؟

فکر کنم همه ما بدونیم که جواب این سوال منفی است، دلیل اثبات آن هم تعداد زیاد پروژه هایی است که در اطرافمان شکل گرفته و اکثرا چند ماه یا حتی بعضا چند سال دوام داشته اند ولی در آخر با وجود صرف زمان زیاد، به ثمر ننشسته اند وشکست خورده اند. درست است که این باخت ها همگی تجربه ای می‌شوند برای شروع قوی‌تر کسب و کار بعدی اما به یاد داشته باشیم که زمان ما محدود است. شاید بتوانیم هزینه مالی شکست پروژه را جبران کنیم اما مطمئینا هیچگاه زمانی که ما برای کار بر روی پروژه های شکست خورده صرف کرده ایم جبران نخواهد شد. پس یادمان باشد که به قول همان جمله ی کلیشه ای “وقت طلا است”.

برای حل یک مساله کافیه به یک ایده برسین، ایده مسیر حل اون مساله رو به شما نشون میده! برای اینکه به تصویری شفاف‌تر از این مسیر برسین, باید به ایده‌پردازی بپردازین و ایده‌ی اولیه رو  پرورش بدین. ایده‌هاتونو  دسته‌بندی کنین و هر دسته را با استراتژی خود مقایسه و بهترین ایده رو پیدا کنید.

چرا باید سریعا ایده‌های خود را عملی کنیم؟

تو جمع بعضی دوستان میشینم، میشنوم میگن: دیجی کالا رو میبینی؟؟این ایده رو ۱۰ سال پیش تو ذهنم داشتم؛ یا اسنپ رو میبینی؟ ایده اسنپ ۶ سال پیش تو ذهنم بود! بعد هم یه آهی میکشن دلِ آدم خون میشه!

 بارها پیش اومده برای خود من که ایده ای به ذهنم رسیده مثلا یک سایت راه اندازی کنم، یا اینکه یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنم و … بعد هم نرسیدم  و بعد از مدتی دیدم که ینفر دیگه همون ایده ای که به ذهن من رسیده بود رو اجرا کرده و الان بسیار هم اون ایده جواب داده و در اون کار موفق شده!

 اگه شما پیگیر ایده های خودتون نباشید حتما شخص دیگری این کار رو انجام میده و بعدا شاید فقط حسرتش برای شما بمونه!

استیو جابز عزیز

برای من ایده‌ها تا زمانی که اجرایی نشوند هیچ ارزشی ندارند. اگر ارزش ایده برابر با یک باشد، اجرا ارزشی میلیون‌ها برابر دارد

حداقل کاری که باید برای ایده های خودمان انجام بدهیم

حداقل کاری که باید انجام بدید اینه که یک دفتر کوچک دم دست خودتون داشته باشید یا یک فایل و فولدر در کامپیوتر خودتون ایجاد کنید یا اینکه در برنامه‌های یادداشت گوشی‌های هوشمند خودتون یا هر روش دیگری که باهاش راحت‌تر هستید، به محض اینکه ایده ای به ذهن شما رسید حتی اگر زیاد هم خوب نباشه فورا اون رو یادداشت کنید (این حداقل کاریه که باید برای ایده خودتون انجام بدید) چون ذهن ما در شبانه روز بُمب‌باران اطلاعات میشه و اونقدر ورودی ها به ذهن ما زیاده که اگر ایده‌های خودمون رو یادداشت نکنیم بعد از یه مدتی احتمالا اونها رو فراموش میکنیم،

حتی اگه یه نفر دیگه هم ایده شما رو عملی نکنه باز هم برای اینکه ایده ها رو از یاد نَبَرید باید اونها رو یادداشت کنید، و خاصیت دیگر یادداشت ایده ها اینه که وقتی مثلا در هر صفحه یا فایل یک ایده رو یادداشت میکنید، میتونید اونهارو با هم مقایسه کنید و ببینید که کدوم یکی از اونها بهتر هست و بعدا بهترینش رو اجرا میکنید.

 

در هر صورت اگر ایده‌ای به ذهن شما رسید که فکر میکنید ایده مناسبی هست و بعد از بررسی و سنجش بازار، اگر اصول راه اندازی یک کسب و کار اینترنتی رو هم تا حدودی میدونید بهتره که سریعا اون رو اجرا کنید، این تکنیک ساده و کاربردی که توضیح دادم نه تنها در ایجاد کسب و کار اینترنتی بلکه در تمام زندگی به کار شما میاد و میتونید ازش استفاده کنید. تا شخص دیگری اون کارو انجام نداده شما زودتر دست به کار بشید و انجامش بدید، چون واقعا تحملش سخته که ببینیم کسی در کاری موفق شده که روزی ما میخواستیم اون کار رو انجام بدیم و میتونستیم انجامش بدیم اما این دستو اون دست کردیم و انجامش ندادیم و …

بهترین ایده باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

۱) ایده شما باید حداقل یکی از این سه کار را انجام دهد:
یک کار سخت را آسان کند: بطور مثال شرکت AirBnB کار پیدا کردن آپارتمان اجاره ای را آسان نمود. تقریباً تمام کسب و کار هایی که از CraigList نشأت گرفته اند، باعث شده اند تا موضوع تبادل یا تهاطر بین مردم به آسانی انجام شوند. سایتهای اجتماعی نظیر Facebook  و LinkedIn باعث شده مردم به سهولت در ارتباط باشند. طبق تحقیق حدوداً ۸۳% از شرکتهای زیر مجموعه Y Combinator (YCW11) در این گروه بندی قرار می گیرند


یک چیز گران را ارزان کند
: شرکت های تکنولوژیکی مثل Apple تهیه و خرید پیشرفته ترین تکنولوژی روز دنیا را برای مصرف کننده میسر نموده است. سایت معامله ای Groupon این کار را بطور مستقیم تری انجام می دهد. مردم به موضوع پول توجه می کنند و اگر شما چیزی را با تخفیف یا قیمت مناسب ارائه کنید، آنـوقت آن یک پیشنهاد ارزشی مشخص می شود. حدود ۱۴% از شرکتهای YCW11مطابق با این موضوع هستند.


چیزی بسازد که سرگرم کننده باشد
: موسیقی، بازی، ویدئو و شرکتهای رسانه ای سرگرم می کنند. بطور مثال Zynga راه حلی است برای مشکلات تنهایی و خستگی افراد. ۲۳% از شرکتهای YCW11 به این گزینه توجه کرده اند.

ذکر این موارد در نهایت اشاره به این مطلب دارد که ایده شما باید پاسخی برای یک نیاز موجود باشد و یا در نگاهی کلی تر بهتر است چیزی باشد که مردم خواهان آنند.

۲) چیزی را برگزینید که معضل بازار و چالشی باشد (Pick something with a big market pain)
اندازه و وسعت بازار همیشه نمی تواند معیار خوبی برای موفقیت باشد. سئوال این است که تا چه میزان میتوانید کاربران خود را راضی نمائید؟ داشتن چند مشتری بسیار راضی به مراتب بهتر از داشتن مشتریانی بیشمار با رضایت نسبی (در حاشیه) است. این بدین معنی است که ممکن است بازار محصولات شما اندک باشد اما اگر بتوانید با حل مشکلات بزرگ مشتریانتان، چندین هزار دلار ارزش (سود) برای آن دسته اندک فراهم کنید، آنها در جستجو شما خواهند آمد و با کسب (جذب) کاربر بسیاری از مشکلات بازاریابی محو می شوند.

۳) ایده های تجاری با ایده های اجتماعی تفاوت زیادی دارند
نرم افزارهای اجتماعی (سایتهای اجتماعی) مانند Foursquare, Instagram, Twitter مسیر متفاوتی را نسبت به سیستم ها و سایت های تجارت الکترونیک دنبال می کنند. این شرکت ها دارای پایگاه کاربر (Userbase) هستند که به خاطر تشریک مساعی کاربران (user engagement) با ارزشند  و به واسطه اطلاعات با ارزششان قابلیت تبدیل شدن به پول را دارند. مثلاً سایت Foursquare اطلاعات خود را را به تجار میفروشد. ملاک کلیدی آنها از دید شرکتهای مشتری شان رشد تعداد کاربران و میزان درگیر بودن آنها در فضای مجازی ساخته شده است.

این مورد را مقایسه کنید با ایده هایی که از ابتدای امر دارای یک مدل کسب و کار شفاف هستند؛ بطور مثال سایتهای Hipmunk و SeatGeek از طریق وابستگی و تعامل با سایت های رزرواسیون پرواز و هتل کسب درآمد می کنند. معیارهای کلیدی این دسته از کسب و کار ها درآمد و سود مستقیم است.

اینکه کدام ایده را دنبال می کنید تاثیر زیادی در نحوه جذب کاربران به محصولات تان دارد. رشد سایتها و نرم افزارهای اجتماعی معمولاً وابسته به دهان به دهان شدن و بازاریابی ویروسی (virality یا viral marketing) در اجتماع است. از طرفی کسب و کارهای تجاری طول عمر مشخصی برای مشتریان خود داشته و میتواند از طریق تبلیغات مشتری و ترافیک بالا بدست آورد.

۴) ایده ای را برگزینید که از طریق آن بتوانید مشتریان خود را درک (همدردی) کنید.
در حالت ایده آل برای خودتان چیزی می سازید. البته موسسان زیادی قادرند چیزی بسازند که خودشان به آن احتیاج زیادی ندارند. این مسئله احتیاج به مهارت در درک مشتری و عمل بر اساس بازخورد و فیدبک وی دارد. اینطور مقایسه کنید؛ ساخت نرم افزار جهت رفت نیاز شخصی خود در مقایسه با ساخت همان نرم افزار بر اساس سلیقه و نظر مدیر نرم افزاری یک شرکت سفارش دهنده.

 

چطور میتونم ایده خوبی برای ایجاد کسب و کار داشته باشم؟

۱-    لیستی از چیزهایی که در طول روز با آنها سر و کار دارید تهیه کنید.
زندگی پر از سختی یا ناراحتی است و غرزنان حرفه ای شانس زیادی در شناسایی معضلات دارند؛ هر وقت که باید برای رفتن به فرودگاه در صف تاکسی قرار بگیرم به این فکر میکنم که راه بهتری هم هست. رجوع به ایده هایی مانند Uber یا خدمات مشارکت حمل به من کمک می کنند که سهم تاکسی خود را با افراد نزدیک خود تقسیم کنم.

۲-    نگاهی به صورتحساب شخصی یا محل کار خود بیندازید.
اینطور بیندیشید؛ اگر مبلغی را قبلا در جایی هزینه کرده اید، آیا راهی برای پایین آوردن آن هزینه وجود دارد؟ یا اینکه آیا فکر میکنید پولی را که هزینه کرده اید ارزش چیزی را که بدست آوردید داشت؟ مرور صورتحساب های خرج شده راهی بی نظیر برای  یافتن بازارهای کشف نشده در انتظار شماست.

۳-    اگر برای جایی کار می کنید، درباره بزرگترین مشکلاتی که شما یا دیگران در محل کار با آن مواجه هستید بیاندیشید.
سابقاً در سمت مشاور مدیریت مشغول به کار بودم و در آنجا مسئله کنترل نسخه مستندات و فایل های پاورپوینت یک معضل عظیم برایمان بود. به یاد دارم یک شب تمام مشغول نوشتن قسمتی بودم و فردا صبح متوجه شدم که یک نفر دیگر نیز روی همان قسمت کار می کرده است. یکبار دیگر متوجه شدم که مشغول کار بر روی نسخه قدیمی از فایل پاور پوینتی بودم که بعضی صفحاتش در نسخه آخر پاک شده بود. باید راهی برای مدیریت این مشکلات وجود داشته باشد ولی راه حل های موجود به ظاهر کافی نیستند. من قبول دارم که هر شرکتی با مواردی نظیر این مشکلات رو در رو است.

جمع بندی و کلام آخر:

اصلا مهم نیست که در کاری اول باشید یا دهم، اصلا مهم نیست که اولین کسی باشید که ایده های خودتون رو عملی میکنید یا اینکه قبل از شما افراد دیگری هم این کارهارو انجام داده باشند، شاید شما اولین نباشید اما بتونید بهترین باشید! شاید بهترین نباشید و اولین هم نباشید اما شما هم خوب باشید و طرفداران مخصوص به خودتون رو داشته باشید! شاید اولین باشید و اصلا خوب عمل نکنید پس اولین بودن هیچ ارزشی نداره مهم اینه که خوب باشید، همین. با هر چی که دارید شروع کنید و در مسیر کم کم خودتون و کسب و کار خودتون رو کامل تر کنید.

تو این چن سالی که تو فضای استارتاپی هستم؛ خیلی دوستانو میبینم که میگن یه ایده دارم؛ خیلی خفنه، یعنی اگه بگیره میترکونه، اصن یه وضعیه…
بعد هم میگن؛ کمکمون کن چجوری شروع کنیم؟از کجا شروع کنیم؟ ازشون میپرسم خب ایدتو بگو تا راهنماییت کنم؟ میگه : زرنگی 😀 ایده مو نمیتونم بگم!! چرا؟؟ میترسم کپی شو بزنین!!
جالب اینجاس که بعضیاشون که بعد کلی مقاومت ایده رو میگن؛ میبینم حداقل ۱۰ تا نمونه ایرانیش هست؛ دیگه بخوام نمونه های خارجیشو چک کنم که تا دلت بخواد ریخته!
📌 اینجا تاکید میکنم ایده مال کسی هست که اجرا میکنه نه کسی که تو ذهنشه📝 نتیجه گیری:
مسیر داشتن ایده تا اجرای ایده، یه مسیر پر چالش هست که تلاش و فکر و برنامه ریزی و تیم و … میخواد
ارزش هر ایده به نوع اجرای ایده برمیگرده!
من خودم یه کامیون ایده دارم ولی وقت ندارم اجرا کنم، پس ارزششون صفره!
اگه واقعا فکر میکنین ایده خوبی تو سرتون دارین؛ با کسی که خاک بازی رو خورده مشورت کنین و برای اجراش سریع اقدام کنین؛ از دزدیده شدن ایده هم نترسین؛ و الا باید پولدار شدن کسایی که ایده شمارو اجرایی کردن رو ببینین و حسرت بخورین

باید توجه کنین که به اجرا درآوردن ایده کار هرکسی نیست و  توانایی‌های زیادی را می‌خواد. به همین خاطر هم در بسیاری از سازمان‌ها، دفتری به نام اتاق فکر تشکیل می‌شه تا با بحث و بررسی ایده‌های مختلف کار اجرایی را به بخش‌های دیگر بسپارن. ازون طرف هم مرحله‌ی اجرا یک شبه اتفاق نمی‌افته.

  رمز موفقیت در ایده‌ی بکر نیست، اجرا عامل تمایز شما از بقیه‌ی رقبا خواهد بود.  فیس‌بوک بعد از  مای‌ اسپیس و پپسی بعد از کوکاکولا شروع به فعالیت کردن ولی کدومشون الان موفقترن؟؟

0
برچسب ها

مازیار احمدی

مازیارم. مازیار یه وبمستر هست که جوانیشو تو اینترنت گذاشته. عاشق وردپرسه و یه استارتاپ داره که مثل بچش دوسش داره و دوستدار محتوا هست. مازیار موقع کار خیلی جدیه ولی آدم خوش قلبیه و از ته دل میخنده. مازیار عاشق یاد دادن و اشتراک گذاری تجربیاتش هست.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن